مرداد ۱۴۰۵

امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳

سوالات و پاسخ‌های تشریحی امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳
همراه با بارم‌بندی و نکات کلیدی

۲۰ بارم کل۱۶ تعداد سوال۹۰ دقیقه زماندانلود PDF

سوال ۶ — سؤال ۶ امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳ — مرداد ۱۴۰۵

۷ بارم

تَرجِمِ الآيَتَينِ وَ الْعِباراتِ إلى الفارسيَّةِ:

الف) ﴿لا عِلْمَ لَنا إلّا ما عَلَّمْتَنا﴾

ب) ﴿إنّا جَعَلْناهُ قرآناً عربيّاً لَعَلَّكُم تعقِلونَ﴾

ج) عندَ الشَّدائِدِ أَعرِفُ إخواني مَعرِفَةً.

د) لا يَغْضَبِ الْعاقِلُ؛ فإنَّ الْغضبَ مَفسَدةٌ.

هـ) سَنُؤَدّي فَريضَةَ الحَجِّ مَعَ اُسرَتِنا وَ أَقرِبائِنا.

و) كانَ النّاسُ قَدْ رَغِبوا في الإمامِ رَغبَةَ الْمُحِبّينَ.

ز) عِندَما يَتَأَكَّدُ الطّائرُ مِن خِداعِ الْعدوِّ يَطيرُ بغتةً.

ح) كانَ الْمُتَفَرِّجونَ يُشَجِّعونَ فَريقَهُمُ الْفائِزَ مَسرورينَ.

ط) قَد تُخْرِجُ سَمَكَةُ التيلابيا صِغارَها بَعدَ زَوالِ الخَطَرِ.

ی) يُريدُ بَرناكِل مِن فِراخِهِ أن تَقفِزَ مِنْ عُشِّها الْمُرتَفِع.

ک) إذا كانَ لَهُ فِكرٌ قادِرٌ فَلْيَسْتَطِعْ بِهِ أنْ يَفْهَمَ ما يَقْرَأُ.

ل) كُلُّ عَينٍ باكيَةٌ يَومَ القِيامَةِ إلّا عَيناً غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ.

م) لا تَستَخْرِجوا الزَّيتَ مِن كَبِدِ الْحُوتِ لِصَناعَةِ مَوادِّ التَّجميل.

دیدن پاسخپاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ

الف) جز آنچه به ما آموخته‌ای (آموختی)، هیچ دانشی نداریم. (هیچ دانشی برای ما نیست جز آنچه به ما یاد دادی.)

ب) بی‌گمان ما قرآن را به زبان عربی قرار دادیم، شاید (باشد که / امید است) شما خردورزی کنید (اندیشه کنید). (بی‌گمان ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم …)

ج) هنگام سختی‌ها (گرفتاری‌ها، دشواری‌ها، مشکلات) برادرانم (دوستانم) را قطعاً می‌شناسم.

د) عاقل نباید خشمگین (عصبانی) بشود (باید خشمگین نشود / خشمگین نشود)؛ زیرا (پس همانا) خشم مایهٔ تباهی است.

هـ) فریضهٔ (واجبِ) حج را با خانواده‌(مان) و نزدیکانمان (خویشاوندانمان) به جا خواهیم آورد (ادا خواهیم کرد).

و) مردم به امام مانندِ (همچون / مثل) دوستداران (علاقه‌مندان، عاشقان) علاقه‌مند شده بودند.

ز) وقتی که پرنده از فریبِ (نیرنگ / حیلهٔ) دشمن مطمئن می‌شود، ناگهان پرواز می‌کند.

ح) تماشاچیان تیم برنده‌شان را با خوشحالی تشویق می‌کردند.

ط) گاهی (به‌ندرت) ماهی تیلاپیا فرزندانش را بعد از دفعِ (نابودی، از بین رفتنِ) خطر خارج می‌کند (درمی‌آورد). (شاید / ممکن است … درآورد / خارج کند)

ی) برناکل از جوجه‌هایش می‌خواهد که از لانهٔ بلندشان (مرتفعشان) بپرند.

ک) اگر (هرگاه) اندیشه‌ای توانا داشته باشد (دارد)، پس باید بتواند به کمک آن (به‌وسیلهٔ آن) آنچه را که می‌خواند بفهمد (درک کند / دریابد).

ل) هر چشمی روز قیامت گریان است جز چشمی که از حرام‌های خدا برهم نهاده شد (برهم نهاده شده است / بسته شده است / بسته شد).

م) روغن را از جگرِ (کبدِ) نهنگ برای ساختن موادّ آرایشی استخراج نکنید (درنیاورید).

راه‌حل قدم‌به‌قدم

در هر جمله، نکتهٔ دستوری‌ای را که ترجمه را می‌سازد پیدا می‌کنیم.

در راهنمای تصحیح آمده: ترجمهٔ درست و کامل نمرهٔ کامل دارد و برای هر غلط (مثلاً تغییر صیغهٔ فعل) ۰٫۲۵ نمره کم می‌شود.

الف) «لا»ی نفی جنس («لا» + اسمِ بی‌تنوین با فتحه: «لا عِلْمَ») با «هیچ … نیست» ترجمه می‌شود: «هیچ دانشی نیست». «لَنا» = برای ما (← «نداریم»). «إلّا ما» = جز آنچه. «عَلَّمْتَنا» ماضی از باب تفعیل است: «عَلَّمْتَ» (آموختی) + «نا» (به ما): «به ما آموختی».

ب) «إنّا» همان «إنَّ + نا» است: «بی‌گمان ما». «جَعَلْناهُ» = «آن را قرار دادیم». «قرآناً عربيّاً» موصوف و صفت است. «لَعَلَّ» یعنی «شاید، باشد که، امید است» و فعل مضارعِ بعد از آن با مضارع التزامی ترجمه می‌شود: «تَعقِلونَ» ← «خردورزی کنید».

ج) «عِندَ» = هنگامِ، «الشَّدائِد» (جمع «شَديدة») = سختی‌ها، «إخواني» = برادرانم. «مَعرِفَةً» مصدرِ هم‌ریشه با فعل «أَعرِفُ» است و صفت یا مضاف‌الیه ندارد؛ پس مفعول مطلق تأکیدی است و آن را با قیدهایی مثل «قطعاً، بی‌گمان» ترجمه می‌کنیم: «قطعاً می‌شناسم».

راهنمای تصحیح تذکر داده که قید تأکیدی (مثل «قطعاً») باید حتماً پیش از فعل نوشته شود.

د) «لا يَغْضَبِ» فعل نهی برای غایب است: «نباید خشمگین شود». فعل نهی مجزوم است و آخرش ساکن می‌شود؛ این‌جا چون به «ال» رسیده، برای راحتی تلفظ کسره گرفته است. «فإنَّ» = زیرا، پس همانا. «مَفسَدة» = مایهٔ تباهی.

هـ) «سَـ» بر سر فعل مضارع، آن را آینده می‌کند: «سَنُؤَدّي» = «به جا خواهیم آورد، ادا خواهیم کرد» (از «أدّى يُؤَدّي»، باب تفعیل). «فَريضة» = واجب، «اُسرة» = خانواده، «أَقرِباء» (جمع «قَريب») = نزدیکان، خویشاوندان.

و) «كانَ» + «قَد» + فعل ماضی = ماضی بعید: «كانَ … قَدْ رَغِبوا» ← «علاقه‌مند شده بودند». (فعل «كانَ» چون پیش از فاعلِ جمع آمده، مفرد است.) «رَغبَةَ الْمُحِبّينَ» مصدرِ هم‌ریشه با «رَغِبوا» است که مضاف‌الیه دارد، پس مفعول مطلق نوعی است و با «مانندِ» ترجمه می‌شود: «مانند دوستداران».

راهنمای تصحیح ترجمهٔ «علاقه‌مند بودند» را اشتباه دانسته، چون «كانَ + قَد + ماضی» ماضی بعید است، نه ماضی ساده.

ز) «عِندَما» = وقتی که. «يَتَأَكَّدُ» (باب تفعّل) = مطمئن می‌شود. «خِداع» = فریب، نیرنگ. «يَطيرُ» = پرواز می‌کند و «بَغتةً» = ناگهان.

ح) «كانَ» + فعل مضارع («يُشَجِّعونَ») = ماضی استمراری: «تشویق می‌کردند». «الْمُتَفَرِّجون» = تماشاچیان. «فَريقَهُمُ الْفائِزَ» = «تیمِ برنده‌شان» (در فارسی ضمیر بعد از صفت می‌آید). «مَسرورينَ» حال است و حالتِ تماشاچیان را نشان می‌دهد: «با خوشحالی».

ط) «قَد» + فعل مضارع یعنی «گاهی، شاید» (نه ماضی نقلی). «تُخْرِجُ» از باب إفعال و متعدی است: «خارج می‌کند، بیرون می‌آورد». «صِغارَها» = کوچک‌هایش، بچه‌هایش (← «فرزندانش»). «بَعدَ زَوالِ الخَطَرِ» = پس از برطرف شدن خطر.

طبق راهنمای تصحیح، اگر در ترجمه «گاهی» یا «شاید» نیاید، ۰٫۲۵ نمره کم می‌شود.

ی) «يُريدُ … مِن» = از … می‌خواهد. «أنْ» + مضارع با مضارع التزامی ترجمه می‌شود: «أن تَقفِزَ» ← «که بپرند». «فِراخ» (جمع «فَرخ») = جوجه‌ها؛ چون جمعِ غیرانسان است، در عربی با فعل و ضمیر مفرد مؤنث آمده («تَقفِزَ»، «عُشِّها»)، اما در فارسی جمع ترجمه می‌شود: «لانهٔ بلندشان». «عُشّ» = لانه، «الْمُرتَفِع» = بلند.

ک) «إذا» = اگر، هرگاه. «كانَ لَهُ» = داشته باشد (برای او باشد). «فِكرٌ قادِرٌ» موصوف و صفت است: «اندیشه‌ای توانا». «فَلْيَسْتَطِعْ»: «لِـ»ی امر بر سر مضارع غایب، به معنای «باید»: «پس باید بتواند». «بِهِ» = به کمک آن. «أنْ يَفْهَمَ» = بفهمد (مضارع التزامی). «ما يَقْرَأُ» = آنچه را که می‌خواند.

ل) «كُلُّ» + اسم نکره = «هر»: «هر چشمی». «باكيَة» اسم فاعل (مؤنث، چون «عَين» مؤنث است) = گریان. «إلّا عَيناً»: «عَيناً» مستثنی است: «جز چشمی». جملهٔ بعد از این اسمِ نکره، آن را توصیف می‌کند و با «که» ترجمه می‌شود. «غُضَّتْ» ماضیِ مجهول است (حرف اول ضمّه دارد): «برهم نهاده شد، بسته شد». «مَحارِمِ اللهِ» = حرام‌های خدا.

م) «لا تَستَخْرِجوا» فعل نهی برای جمع مخاطب است (نونِ آخرِ «تَستَخْرِجونَ» افتاده): «استخراج نکنید، درنیاورید» (باب استفعال). «الزَّيت» = روغن، «كَبِد» = جگر، «الحُوت» = نهنگ، «لِـ» = برای، «صَناعة» = ساختن، «مَوادّ التَّجميل» = موادّ آرایشی.

این پاسخ مفید بود؟