تیر ۱۴۰۵

امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳

سوالات و پاسخ‌های تشریحی امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳
همراه با بارم‌بندی و نکات کلیدی

۲۰ بارم کل۱۶ تعداد سوال۹۰ دقیقه زماندانلود PDF

سوال ۶ — سؤال ۶ امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳ — تیر ۱۴۰۵

۷ بارم

تَرجِمِ الآيَةَ وَ الْعِباراتِ إلى الفارسيَّةِ:

الف) ﴿وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ أَنتُمُ الْأَعلَونَ﴾

ب) لَكَ فِكرٌ قادِرٌ تَسْتَطيعُ أَنْ تَفْهَمَ أَمتَعَ ما تَقرَأُ.

ج) كانَ زَينُ الْعابِدينَ (ع) يَسْتَلِمُ الْحَجَرَ اسْتِلاماً سَهْلاً.

د) لا يَعْمُرِ التَّكَبُّرُ في قَلبِ الْإنسانِ الْمُفَكِّرِ الْجَديرِ.

هـ) إذا أَرادَ اللهُ هَلاكَ النَّملَةِ، أَنبَتَ لَها جَناحَينِ.

و) سَأَقرَأُ في الْمَوضوعِ الْواحِدِ آراءَ عِدَّةِ كُتّابٍ.

ز) تَمَنّى الْمُزارِعُ: «لَيْتَ الْمَطَرَ يَنزِلُ كَثيراً!»

ح) قَد قالَ اللهُ تَعالَى: لَمْ يُتْرَكِ النّاسُ سُدىً.

ط) لا بَرَكَةَ في طَعامٍ لا يَذكُرُ الإنسانُ اسْمَ اللهِ عَلَيهِ.

ی) أَحْضَروا إبراهيمَ (ع) لِلْمُحاكَمَةِ حَتّى يُحَرِّقوهُ.

ک) يُؤَثِّرُ الْكِتابُ في نَفْسِ قارِئِهِ تَأثيراً.

ل) أقوَى النَّاسِ مَنْ عَفَا عَدُوَّهُ مُقْتَدِراً.

م) شاهَدْنا سَيّارَةً مُعَطَّلَةً أَمامَ المَوقِفِ.

دیدن پاسخپاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ

الف) و سست نشوید و اندوهگین نشوید، در حالی که شما بالاترین (برترین / برتر / بالاتر) هستید.

ب) اندیشه‌ای توانا (فکری توانا) داری (که) می‌توانی لذت‌بخش‌ترین (لذت‌بخش‌تر / لذت‌بخش‌تر از) آنچه را (که) می‌خوانی بفهمی (درک کنی).

ج) زین‌العابدین (ع) سنگ (حجرالاسود) را به آسانی مسح می‌کرد (لمس می‌کرد / دست می‌کشید).

د) خودبزرگ‌بینی (تکبّر) در قلب انسانِ اندیشمندِ (مُفَكِّر / مُتَفَكِّر) شایسته نباید ماندگار شود (باید ماندگار نشود).

هـ) هرگاه (اگر) خداوند نابودی (هلاکت) مورچه را بخواهد (خواست)، دو بالی (دو بال / بال‌هایی) برایش می‌رویاند (رویاند).

و) در یک موضوع، نظرات تعدادی از نویسندگان را خواهم خواند.

ز) کشاورز آرزو کرد (آرزو داشت): «کاش (ای کاش) باران بسیار ببارد.»

ح) خدای تعالی – بلندمرتبه باد نام او – فرموده است: مردم بیهوده رها نشده‌اند (نشدند).

ط) هیچ برکتی در غذایی (خوراکی) نیست (وجود ندارد) که انسان نام خدا را بر آن نمی‌برد (نبرد / ذکر نمی‌کند / ذکر نکند).

ی) ابراهیم (ع) را برای محاکمه آوردند (حاضر کردند) تا او را بسوزانند (به آتش بکشند).

ک) کتاب در روان (جان / نفس) خواننده‌اش قطعاً تأثیر می‌گذارد.

ل) قوی‌ترینِ مردم کسی است که دشمنش را با اقتدار (مقتدرانه / با قدرت) عفو کند (ببخشد / عفو کرد / بخشید).

م) یک ماشین خراب (خراب‌شده) را مقابل ایستگاه دیدیم.

راه‌حل قدم‌به‌قدم

در هر جمله، نکتهٔ دستوری‌ای را که ترجمه را می‌سازد پیدا می‌کنیم.

الف) «لا تَهِنوا» و «لا تَحزَنوا» هر دو «لا»ی نهی + مضارعِ مجزوم‌اند (نونِ آخرشان افتاده): «سست نشوید»، «اندوهگین نشوید». «وَ أَنتُمُ الأَعلَونَ» جملهٔ حالیه است (واو حالیه + مبتدا + خبر) و با «در حالی که» ترجمه می‌شود. «الأَعلَون» جمعِ «الأَعلى» و اسم تفضیل است: «برتر، بالاتر».

ب) «لَكَ» (برای تو) در ترجمه «داری» می‌شود. «فِكرٌ قادِرٌ» موصوف و صفتِ نکره است: «اندیشه‌ای توانا». «تَستَطيعُ …» بعد از اسم نکره آمده و جملهٔ وصفیه است: «(که) می‌توانی». «أَن تَفهَمَ» (أَن + مضارع) مضارع التزامی ترجمه می‌شود: «بفهمی». «أَمتَعَ» اسم تفضیل (وزن أَفعَل) است و چون مضاف‌الیه («ما») دارد، صفت عالی ترجمه می‌شود: «لذت‌بخش‌ترینِ آنچه می‌خوانی».

راهنمای تصحیح گفته است ترجمه بدون حرف ربطِ «که» هم درست است.

ج) «كانَ» + فعل مضارع («يَستَلِمُ») معادل ماضی استمراری است: «مسح می‌کرد». «اِستِلاماً» مصدرِ هم‌ریشه با فعل است و صفتِ «سَهلاً» دارد؛ پس مفعول مطلق نوعی است: «به آسانی مسح می‌کرد». «الحَجَر» این‌جا همان حجرالاسود است.

د) «لا يَعمُرِ» «لا»ی نهی + مضارعِ مجزوم است؛ «يَعمُرْ» ساکن بوده و چون به «ال» رسیده، برای آسانی تلفظ کسره گرفته است. نهیِ غایب با «نباید» ترجمه می‌شود: «نباید ماندگار شود». «التَّكَبُّر» = خودبزرگ‌بینی. «الإنسان» دو صفت دارد: «المُفَكِّر» (اندیشمند) و «الجَدير» (شایسته): «انسانِ اندیشمندِ شایسته».

هـ) «إذا» ادات شرط است: «هرگاه، اگر». «أَرادَ» فعل شرط و «أَنبَتَ» جواب شرط است؛ در جملهٔ شرطی، ماضی را می‌توان مضارع ترجمه کرد: «بخواهد … می‌رویاند». «هَلاك» = نابودی، «النَّملة» = مورچه، «جَناحَينِ» مثنای «جَناح» = دو بال، «لَها» = برایش.

و) «سَـ» + مضارع ← آینده: «سَأَقرَأُ» = «خواهم خواند». «آراء» جمع «رَأي» = نظرها، «عِدَّة» = چند، تعدادی، «كُتّاب» جمع «كاتِب» = نویسندگان.

ز) «تَمَنّى» = آرزو کرد. «لَيتَ» از حروف مشبّهة بالفعل است و آرزو را نشان می‌دهد: «کاش». مضارعِ بعد از «لَيتَ» به صورت التزامی ترجمه می‌شود: «يَنزِلُ» = «ببارد» (فرود آید). «كَثيراً» = بسیار.

ح) «قَد» + ماضی («قالَ») ← ماضی نقلی: «فرموده است». «تَعالى» دعایی است: «بلندمرتبه باد نامش». «لَم» + مضارعِ مجهول «يُترَكْ» ← ماضی منفیِ مجهول: «رها نشده‌اند». («يُترَكِ» هم مثل بخش «د» پیش از «ال» کسره گرفته.) «سُدىً» = بیهوده.

ط) «لا»ی نفی جنس است و با «هیچ … نیست» ترجمه می‌شود: «هیچ برکتی نیست». «طَعامٍ» نکره است و جملهٔ بعدش («لا يَذكُرُ …») جملهٔ وصفیه است: «غذایی که …». «لا يَذكُرُ» مضارعِ منفی است: «ذکر نمی‌کند / نمی‌برد»؛ «اسمَ اللهِ» مفعولِ آن است.

ی) «أَحضَروا» ماضیِ جمع مذکر غایب از «أَحضَرَ» (حاضر کرد) است: «آوردند، حاضر کردند». «لِلمُحاكَمة» = برای محاکمه. «حَتّى» + مضارع به معنای «تا» است و فعل بعدش مضارع التزامی ترجمه می‌شود؛ «يُحَرِّقوا» (نونش افتاده) + «ـهُ» (او را): «تا او را بسوزانند».

ک) «تَأثيراً» مصدرِ هم‌ریشه با «يُؤَثِّرُ» است و نه صفت دارد نه مضاف‌الیه؛ پس مفعول مطلق تأکیدی است و با «قطعاً، بی‌گمان» ترجمه می‌شود. «نَفس» = جان، روان؛ «قارِئ» اسم فاعل است: «خواننده»؛ «ـهِ» = «ـش».

راهنمای تصحیح تأکید کرده که واژهٔ تأکیدی («قطعاً») باید حتماً پیش از فعل بیاید: «… قطعاً تأثیر می‌گذارد».

ل) «أَقوى» اسم تفضیل است و با مضاف‌الیه («النّاس») آمده، پس صفت عالی ترجمه می‌شود: «قوی‌ترینِ مردم». «مَن» = کسی که. «عَفا» = بخشید؛ بعد از «کسی که» می‌توان آن را التزامی ترجمه کرد: «عفو کند». «مُقتَدِراً» اسم نکرهٔ منصوب است و حالتِ بخشنده را هنگام بخشیدن نشان می‌دهد؛ پس حال است: «با اقتدار، مقتدرانه».

م) «شاهَدْنا» ماضیِ اول‌شخص جمع است: «دیدیم». «سَيّارَةً مُعَطَّلَةً» موصوف و صفتِ نکره است: «یک ماشین خراب». «مُعَطَّلة» اسم مفعول از «عَطَّلَ» (از کار انداخت) است: «از کار افتاده، خراب». «أَمامَ» = روبه‌روی، مقابلِ؛ «المَوقِف» = ایستگاه، توقفگاه.

این پاسخ مفید بود؟