سوال ۶ — سؤال ۶ امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳ — شهریور ۱۴۰۵، نوبت صبح
۷ بارمتَرجِمِ الآيَةَ وَ العِباراتِ إلَى الفَارِسيَّةِ:
الف) ﴿…كُلُّ شيءٍ هالِكٌ إلّا وجهَهُ…﴾
ب) لا دينَ لِمَن لا عهدَ لَهُ.
ج) تَعرفُهُ العربُ و العجمُ مَعرفةً.
د) الطّائرُ الذّكيُّ قَد أنقَذَ حَياةَ فِراخِهِ.
هـ) حارِسُ الفُندُقِ قَد يَتَكلَّمُ معَ زميلِهِ.
و) لَعَلَّ الأستاذَ يَذكُرُ تَلامِيذَهُ القُدماءَ.
ز) إنْ تَسُبُّوا النّاسَ تَكتَسِبوا العَداوةَ بينَهم.
ح) سَيَشتَغِلُ الفلّاحونَ في المَزرعةِ نشيطينَ.
ط) كان السَّيِّدُ مسلميٌّ يَجُرُّ السَّيّارةَ بالجَرّارةِ.
ی) المغولُ هَجَموا عَلَى الصِّينِ هُجوماً قاسِياً.
ک) الحُجّاجُ يَطُوفونَ حَولَ بيتِ اللهِ لِأداءِ مَناسكِ الحَجِّ.
ل) سَمَكَةُ التّيلابيا تُدافِعُ عن صِغارِها و هي تَسيرُ معَها.
م) يُقالُ إنَّه قَرَأَ آلافَ الكُتُبِ. هُو مِن أهَمِّ الكُتّابِ في مصرَ.
پاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ
الف) هر چیزی نابودشونده (هلاک میشود، نابود میشود، از بین میرود) است جز ذات او.
ب) هیچ دینی نیست برای کسی که هیچ پیمانی (عهدی) برایش نیست؛ یا: هیچ دینی ندارد برای کسی که هیچ عهد و پیمانی برایش نیست.
ج) عرب و غیرعرب او را قطعاً میشناسند.
د) پرندهٔ باهوش زندگی جوجههایش را نجات داده است.
هـ) نگهبان هتل با همکارش گاهی صحبت میکند (شاید صحبت کند).
و) استاد دانشآموزان قدیمیاش را شاید (چهبسا، امید است، ممکن است) به یاد آورد (به خاطر آورد، یاد کند).
ز) اگر به مردم دشنام دهید (ناسزا بگویید، فحش دهید)، دشمنی در بین آنها را (دشمنی را در بین آنها) به دست میآورید.
ح) کشاورزان با نشاط (فعال) در مزرعه کار خواهند کرد (سرگرم خواهند شد).
ط) آقای مسلمی ماشین را با تراکتور میکشید.
ی) مغول به چین به سختی حمله کردند (هجوم آوردند، یورش بردند).
ک) حاجیان پیرامون خانهٔ خدا برای انجام (به جا آوردن) اعمال (مناسک) حج طواف میکنند.
ل) ماهی تیلاپیا از بچههایش دفاع میکند در حالی که با آنها حرکت میکند.
م) گفته میشود همانا او هزاران کتاب خوانده است (خواند). او از مهمترین نویسندگان مصر است.
راهحل قدمبهقدم
در هر جمله، نکتهٔ دستوریای را که ترجمه را میسازد پیدا میکنیم.
الف) «كُلّ» + اسمِ نکرهٔ مفرد («شيءٍ») یعنی «هر»: «هر چیزی». «هالِك» اسم فاعل از «هَلَكَ» (نابود شد) است: «نابودشونده». «إلّا» ادات استثناست و با «جز، به جز» ترجمه میشود؛ «وجهَهُ» (مستثنی) در این آیه به معنای «ذاتِ او» است، نه «صورتِ او».
ب) هر دو «لا» در این جمله «لا»ی نفی جنس هستند (پس از آنها اسمِ بیتنوین با فتحه آمده: «دينَ»، «عهدَ») و با «هیچ … نیست» ترجمه میشوند. «لِمَن» = «لِـ + مَن»: «برای کسی که». «لَهُ» = «برایش». پس: «هیچ دینی نیست برای کسی که هیچ پیمانی برایش نیست.»
ج) «مَعرفةً» مصدرِ همریشه با فعلِ «تَعرفُ» است و نه صفت دارد نه مضافالیه؛ پس مفعول مطلق تأکیدی است و با قیدهایی مثل «قطعاً، بیگمان» ترجمه میشود. «العجم» یعنی «غیرعربها» و ضمیرِ «ـهُ» در «تَعرفُهُ» مفعول است: «او را». ترجمه: «عرب و غیرعرب او را قطعاً میشناسند.»
د) «قَد» + فعل ماضی («أنقَذَ») ← ماضی نقلی: «نجات داده است». «الذّكيّ» صفتِ «الطّائر» است: «پرندهٔ باهوش». «فِراخ» جمعِ «فَرخ» یعنی «جوجهها»؛ «حَياةَ فِراخِهِ» = «زندگیِ جوجههایش».
هـ) «قَد» + فعل مضارع («يَتَكلَّمُ») معنای «گاهی» یا «شاید» میدهد: «گاهی صحبت میکند (شاید صحبت کند)». «حارِس» = نگهبان، «الفُندُق» = هتل، «زميل» = همکار.
و) «لَعَلَّ» از حروف مشبّهة بالفعل است و معنای امید و احتمال دارد: «شاید، امید است». بعد از آن، فعل مضارع را معمولاً به شکل مضارع التزامی ترجمه میکنیم: «يَذكُرُ» ← «به یاد آورد». «تَلاميذ» جمعِ «تِلميذ» (دانشآموز) و «القُدَماء» صفتِ آن (قدیمی) است.
ز) «إنْ» حرف شرط است: «اگر». «تَسُبُّوا» فعل شرط و «تَكتَسِبوا» جواب شرط است و هر دو مجزوماند (نونِ «تَسُبُّونَ» و «تَكتَسِبونَ» افتاده). فعل شرط را مضارع التزامی ترجمه میکنیم: «دشنام دهید» («سَبَّ» = دشنام داد) و جواب شرط را مضارع اخباری: «به دست میآورید». «العَداوة» = دشمنی.
ح) «سَـ» + فعل مضارع ← آینده: «سَيَشتَغِلُ» = «کار خواهد کرد، سرگرم خواهد شد»؛ چون فاعلش «الفلّاحونَ» (کشاورزان) جمع است، در فارسی جمع ترجمه میشود: «کار خواهند کرد». «نشيطينَ» اسمِ نکرهٔ منصوب است و حالتِ کشاورزان را هنگام کار نشان میدهد؛ پس حال است: «با نشاط».
ط) «كانَ» + فعل مضارع ← ماضی استمراری: «كان … يَجُرُّ» = «میکشید». «السَّيِّد» = آقا، «الجَرّارة» = تراکتور، «بِـ» = با.
ی) «هُجوماً» مصدرِ همریشه با «هَجَموا» است و صفتِ «قاسِياً» (سخت) دارد؛ پس مفعول مطلق نوعی است و در ترجمه به صورت قید میآید: «به سختی حمله کردند».
ک) «يَطُوفونَ» = طواف میکنند، «حَولَ» = پیرامونِ، «لِـ» = برای، «أداء» = انجام دادن، به جا آوردن، «مَناسِك» = اعمال (مناسک) و «الحُجّاج» جمعِ «حاجّ» یعنی «حاجیان».
ل) «و» + جملهٔ اسمیه («هي تَسيرُ معَها») بعد از جملهٔ کامل، واو حالیه است و جملهٔ پس از آن جملهٔ حالیه؛ آن را با «در حالی که» ترجمه میکنیم. «تُدافِعُ عن» = دفاع میکند از، «صِغار» (جمع «صَغير») = بچهها، کوچکها، «تَسيرُ» = حرکت میکند.
م) «يُقالُ» مضارعِ مجهول از «قالَ» است: «گفته میشود». «إنَّ» حرف تأکید است: «همانا، قطعاً». «قَرَأَ» ماضی است و اینجا به صورت «خوانده است» (یا «خواند») ترجمه میشود. «آلاف» جمعِ «ألف» یعنی «هزاران». «أهَمّ» اسم تفضیل است و چون مضاف شده، صفت عالی ترجمه میشود: «مهمترین»؛ «الكُتّاب» جمعِ «كاتِب» یعنی «نویسندگان».






