سوال ۹ — سؤال ۹ امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳ — دی ۱۴۰۴
۲ بارمتَرجِمِ الأفعالَ حسبَ العباراتِ:
حَضَرَ (حاضر شد)
الف) لَمْ يَحضُرْ طالِبٌ في صالَةِ الإِمتِحانِ.
ب) لِتَحضُرْ أُمّي في المَدرسةِ.
تَكَلَّمَ (سخن گفت)
ج) كُنتُ قدْ تَكَلَّمتُ حَولَ الرّياضَةِ.
د) رَجاءً، تَكَلَّمُوا بِالعَرَبيَّةِ.
اِستَغفَرَ (آمرزش خواست)
هـ) اِستَغفِرنَ رَبَّكنَّ.
و) مَنْ يَستَغفِرِ اللهَ يُساعِدْهُ.
مَنَعَ (منع کرد)
ز) مُنِعْنا عَنِ المَوادِّ السُّكّريَّةِ.
ح) الوالِدانِ قَدْ يَمنَعانِ أَولادَهُما عَنِ اللَّعِبِ.
پاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ
الف) حاضر نشد — ب) باید حاضر شود — ج) سخن گفته بودم (حرف زده بودم) — د) سخن بگویید (حرف بزنید) — هـ) طلب آمرزش کنید (آمرزش بخواهید) — و) آمرزش بخواهد — ز) منع شدیم — ح) گاهی منع میکنند (شاید منع کنند)
راهحل قدمبهقدم
معنای اصلی هر فعل داده شده؛ کار ما این است که از حرفِ پیش از فعل و شکل خود فعل، زمان و حالتِ آن را بفهمیم.
الف) «لَم» + مضارعِ مجزوم ← ماضی منفی: «لَمْ يَحضُرْ» = «حاضر نشد» (آخر «يَحضُرْ» ساکن شده است). ترجمه: «هیچ دانشآموزی در سالن امتحان حاضر نشد.»
ب) «لِـ»ی امر + مضارعِ مجزوم ← امر غایب که با «باید» ترجمه میشود: «لِتَحضُرْ» = «باید حاضر شود». ترجمه: «مادرم باید در مدرسه حاضر شود.»
ج) «كانَ» + «قَد» + فعل ماضی ← ماضی بعید: «كُنتُ قَد تَكَلَّمتُ» = «سخن گفته بودم». ترجمه: «دربارهٔ ورزش سخن گفته بودم.»
د) «تَكَلَّمُوا» فعل امر برای جمع مذکر مخاطب است (از «تَتَكَلَّمونَ»): «سخن بگویید». «رَجاءً» یعنی «لطفاً». ترجمه: «لطفاً به عربی سخن بگویید.»
هـ) «اِستَغفِرنَ» فعل امر برای جمع مؤنث مخاطب است (از «تَستَغفِرنَ»): «آمرزش بخواهید». ترجمه: «از پروردگارتان آمرزش بخواهید.»
و) «مَنْ» اینجا شرطیه است («هر کس»). «يَستَغفِرِ» فعل شرط و مجزوم است (ساکنِ آخرش پیش از «اللهَ» کسره گرفته) و فعل شرط با مضارع التزامی ترجمه میشود: «آمرزش بخواهد». «يُساعِدْهُ» جواب شرط است. ترجمه: «هر کس از خدا آمرزش بخواهد، [خدا] او را یاری میکند.»
ز) «مُنِعْنا» فعل ماضیِ مجهول است (حرف اول ضمه و حرف پیش از آخر کسره دارد) و «نا» یعنی «ما»: «منع شدیم». ترجمه: «از مواد قندی منع شدیم.»
ح) «قَد» + فعل مضارع معنای «گاهی / شاید» میدهد: «قَدْ يَمنَعانِ» = «گاهی منع میکنند». «الوالِدانِ» مثنی است: «پدر و مادر». ترجمه: «پدر و مادر گاهی فرزندانشان را از بازی منع میکنند.»






