سوال ۹ — سؤال ۹ امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳ — مرداد ۱۴۰۴
۲ بارمتَرْجِمِ الأفْعالَ التَّالِيَةَ حَسَبَ الْعِبارَةِ:
لَعِبَ : بازی کرد
الف) الأطْفالُ لا يَلْعَبوا فِي الشّارِعِ.
ب) لَنْ تَلْعَبَ صَديقاتُنا فِي المَلْعَبِ.
أخرَجَ : خارج کرد
ج) كُنْتُمْ قَدْ أخْرَجْتُمْ أعْداءَكُمْ.
د) رَجاءً أخْرِجْنَ الْكُتُبَ مِنْ حَقيبَتِكُنَّ.
هـ) لِنُخْرِجْ حُبَّ الدُّنيا مِن قُلوبنا.
ذَكَرَ: یاد کرد
و) أريدُ أنْ أذْكُرَ ذِكْرَياتي.
ز) جَدَّتي ما ذَكَرَتْ زُملاءَ القُدَماءِ.
ح) لِماذا لَمْ تَذْكُري اللهَ فِي أيّامِ حَياتِكِ!
پاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ
الف) نباید بازی کنند (بکنند) — ب) بازی نخواهند کرد — ج) خارج کرده بودید — د) خارج کنید — هـ) باید خارج کنیم — و) که یاد کنم — ز) یاد نکرد — ح) یاد نکردی (یاد نکردهای)
راهحل قدمبهقدم
در هر جمله، حرفی که پیش از فعل آمده زمان و معنای فعل را عوض میکند:
الف) «لا» + مضارعِ مجزوم برای غایب، لای نهی است و با «نباید» ترجمه میشود. نشانهٔ جزم، افتادن «ن» است: «يَلْعَبونَ» ← «لا يَلْعَبوا». پس: «نباید بازی کنند». ترجمه: «کودکان نباید در خیابان بازی کنند.»
ب) «لَنْ» + مضارع، آیندهٔ منفی میسازد: «بازی نخواهند کرد». (فاعل «صَديقاتُنا» جمع است؛ فعل عربی چون پیش از فاعل آمده مفرد است، ولی در فارسی جمع ترجمه میشود.) ترجمه: «دوستانمان در ورزشگاه بازی نخواهند کرد.»
ج) «كانَ» + «قَدْ» + فعل ماضی، ماضی بعید میسازد. «كُنْتُمْ» و «أخْرَجْتُمْ» هر دو دومشخص جمعاند: «خارج کرده بودید». ترجمه: «دشمنانتان را خارج کرده بودید.»
د) «أخْرِجْنَ» فعل امرِ جمع مؤنث مخاطب از «أخْرَجَ» است: «خارج کنید». («رَجاءً» = لطفاً) ترجمه: «لطفاً کتابها را از کیفتان خارج کنید.»
هـ) «لِـ» + مضارعِ مجزوم، لامِ امر است و با «باید» ترجمه میشود. «نُخْرِجْ» متکلم معالغیر است: «باید خارج کنیم». ترجمه: «باید دوستی دنیا را از دلهایمان خارج کنیم.»
و) «أنْ» + مضارع، فعل را مضارع التزامی میکند: «که یاد کنم». ترجمه: «میخواهم که خاطراتم را یاد کنم.»
ز) «ما» + فعل ماضی، ماضی منفی است: «یاد نکرد». ترجمه: «مادربزرگم همکلاسیهای قدیمی را یاد نکرد.»
ح) «لَمْ» + مضارعِ مجزوم به ماضی منفی (ساده یا نقلی) ترجمه میشود. «تَذْكُري» دومشخص مفرد مؤنث است («تَذْكُرينَ» که «ن» آن افتاده): «یاد نکردی (یاد نکردهای)». ترجمه: «چرا در روزهای زندگیات خدا را یاد نکردی!»






