سوال ۶ — سؤال ۶ امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳ — مرداد ۱۴۰۴
۷ بارمتَرْجِمِ الآياتِ وَ العِباراتِ إلَى الفَارِسيَّةِ:
الف) ﴿رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ﴾
ب) ﴿إنّا نَحْنُ نزَّلْنا عَلَيْكَ القُرْآنَ تَنْزيلاً﴾
ج) إذا كَانَ لَكُمْ فِكْرٌ قادِرٌ فَاقْرَؤوا ما تُحِبُّونَ مِنَ الكُتُبِ.
د) الصَّيَّادُ يَصيدُ الحوتَ لِاسْتِخْراجِ الزَّيْتِ مِنْ كَبِدهِ.
هـ) قَدْ نُشاهِدُ المُهَنْدِسَ الشّابَّ فِي المَصْنَعِ نَشِيطاً.
و) كَانَ الأنْبياءُ يُبَيِّنونَ الصِّراطَ المُسْتَقيمَ لِلنّاسِ.
ز) حُرّاسُ الفُنْدُقِ يَسْهَرونَ كُلَّ اللَّيْلِ إلّا صَديقي.
ح) لَيْتَ أتَشَرَّفُ مَعَ الأقْرِباءِ مَرَّةً أخْرَى لِلزّيارَةِ.
ط) مَنْ يَتَصَفَّحْ كِتاباً يُؤثِّرْ فِي نَفْسِهِ تَأثيراً بالِغاً.
ی) طَافَ هِشامٌ وَ هُوَ لَمْ يَقدِرْ أنْ يَستلِمَ الْحَجَرِ.
ک) هَذا الَّذي تَعْرِفُ البَطْحاءُ وَطْأتَهُ.
ل) الحَيَوانُ المُفْتَرِسُ يَتْبَعُ فَريسَتَهُ بَغْتَةً.
پاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ
الف) (ای) پروردگار ما، آنچه را هیچ توانی نسبت به آن نداریم بر ما تحمیل نکن.
ب) همانا ما بر تو قرآن را قطعاً نازل کردیم.
ج) هرگاه (اگر) اندیشهای توانا دارید، پس بخوانید آنچه از کتابها را که دوست دارید.
د) شکارچی، نهنگ را برای خارج کردن روغن از کبدش (جگرش) شکار میکند.
هـ) گاهی مهندس جوان را در کارخانه با نشاط میبینیم. (شاید ببینیم)
و) پیامبران راه راست را برای مردم آشکار میکردند.
ز) نگهبانان هتل به جز دوست من تمام (هر) شب را بیدار میمانند.
ح) ای کاش همراه خویشان (نزدیکان) یک بار دیگر برای زیارت مشرّف شوم.
ط) هرکس کتابی را ورق بزند، در روانش بسیار تأثیر میگذارد.
ی) هشام طواف کرد در حالی که نتوانست سنگ را مسح کند.
ک) این کسی است که سرزمین مکّه قدمگاهش را میشناسد.
ل) حیوان درنده ناگهان شکارش را تعقیب میکند.
راهحل قدمبهقدم
در هر جمله، کلمهها و نکتههای دستوریای را که ترجمه به آنها بستگی دارد مرور میکنیم.
الف) «رَبَّنا» منادا است (حرف ندای «يا» حذف شده): «ای پروردگار ما». «لا تُحَمِّلْ» فعل نهی است (لا + مضارع مجزوم) از باب تفعیل: «تحمیل نکن» و «نا» در «تُحَمِّلْنا» یعنی «بر ما». «ما» اسم موصول است: «آنچه». «لا طاقَةَ» لای نفی جنس است: «هیچ توانی نیست» و «لَنا بِهِ» یعنی «برای ما نسبت به آن»؛ روی هم: «هیچ توانی نسبت به آن نداریم».
ب) «إنّا» همان «إنَّ + نا» است: «همانا ما». «نزَّلْنا» ماضی باب تفعیل است: «نازل کردیم». «تَنْزيلاً» مصدرِ همان فعل و مفعول مطلق تأکیدی است (صفت یا مضافالیه ندارد)؛ مفعول مطلق تأکیدی را با قیدی مثل «قطعاً» یا «بهراستی» ترجمه میکنیم.
ج) «إذا» یعنی «هرگاه، اگر». «كانَ لَـ…» معنای «داشتن» میدهد: «كانَ لَكُمْ» = «دارید». «فِكْرٌ قادِرٌ» موصوف و صفتِ نکره است: «اندیشهای توانا». «فَاقْرَؤوا» فعل امرِ جمع از «قَرَأَ» است: «پس بخوانید». «ما» موصول است («آنچه») و «تُحِبُّونَ» یعنی «دوست دارید».
د) «الصَّيَّاد» بر وزن «فَعّال» (صاحب شغل) یعنی «شکارچی». «يَصيدُ» مضارع است: «شکار میکند» و «الحوت» (نهنگ) مفعول آن است. «لِـ» + مصدرِ «اسْتِخْراج» یعنی «برای خارج کردن». «الزَّيْت» = روغن، «كَبِد» = کبد، جگر و ضمیر «ـهِ» = «ـَش».
هـ) «قَدْ» اگر بر سر فعل مضارع بیاید، معنای «گاهی» یا «شاید» میدهد: «قَدْ نُشاهِدُ» = «گاهی میبینیم (شاید ببینیم)». «الشّابّ» صفتِ «المُهَنْدِس» است: «مهندس جوان». «المَصْنَع» اسم مکان است: «کارخانه». «نَشِيطاً» نکره و منصوب است و حالت مهندس را هنگام دیده شدن نشان میدهد؛ پس حال است: «با نشاط».
و) «كانَ» + فعل مضارع، ماضی استمراری میسازد: «كانَ … يُبَيِّنونَ» = «آشکار میکردند». («كانَ» چون پیش از فاعلِ جمع آمده، مفرد است.) «الصِّراطَ المُسْتَقيمَ» موصوف و صفت است: «راه راست».
ز) «حُرّاس» جمعِ «حارِس» است: «نگهبانان». «الفُنْدُق» = هتل. «يَسْهَرونَ» = بیدار میمانند. «كُلَّ اللَّيْلِ» = تمام شب. «إلّا» یعنی «به جز» (اسلوب استثنا): «صَديقي» مستثنی و «حُرّاس» مستثنیمنه است.
ح) «لَيْتَ» یعنی «ای کاش» و آرزو را نشان میدهد؛ برای همین فعل مضارعِ بعد از آن را به شکل التزامی ترجمه میکنیم: «أتَشَرَّفُ» (باب تفعُّل) = «مشرّف شوم». «الأقْرِباء» جمعِ «قَريب» است: «خویشان، نزدیکان». «مَرَّةً أخْرَى» = «یک بار دیگر».
ط) «مَنْ» اینجا اسم شرط است: «هرکس». «يَتَصَفَّحْ» فعل شرط و «يُؤثِّرْ» جواب شرط است و هر دو مجزوماند (ساکن). «يَتَصَفَّحْ كِتاباً» = «کتابی را ورق بزند». «نَفْس» اینجا یعنی «روان». «تَأثيراً بالِغاً» مصدر + صفت است؛ یعنی مفعول مطلق نوعی و با «بسیار» ترجمه شده: «بسیار تأثیر میگذارد».
ی) «طافَ» ماضی است: «طواف کرد». «وَ هُوَ لَمْ يَقدِرْ …» جملهٔ حالیه است (با واوِ حالیه): «در حالی که …». «لَمْ» + مضارع = ماضی منفی: «نتوانست». «أنْ يَستلِمَ» = «که مسح کند (لمس کند)»، و «الحَجَر» = «سنگ» (حجرالأسود).
برگه این کلمه را «الْحَجَرِ» (با کسره) چاپ کرده است، ولی «الحَجَر» مفعولِ «يَستلِمَ» است و شکل درستش «الْحَجَرَ» (با فتحه) است. این اشتباه در ترجمه اثری ندارد.
ک) این جمله از شعر فرزدق در ستایش امام سجاد (ع) است. «هذا» = «این»، «الَّذي» اسم موصول است: «کسی که». «تَعْرِفُ» چون فاعلش «البَطْحاء» مؤنث است، با «تـ» آمده: «میشناسد». «البَطْحاء» = سرزمین مکّه. «وَطْأة» = جای پا، قدمگاه و «ـهُ» = «ـَش».
ل) «المُفْتَرِس» اسم فاعل از باب افتعال و صفتِ «الحَيَوان» است: «حیوان درنده». «يَتْبَعُ» = دنبال میکند، تعقیب میکند. «فَريسَة» = شکار (طعمه) و «ـهُ» = «ـَش». «بَغْتَةً» = ناگهان.






