سوال ۶ — سؤال ۶ امتحان نهایی عربی، زبان قرآن ۳ — مرداد ۱۴۰۳
۷ بارمتَرجِمِ الآياتِ و العِباراتِ إلَى الفارسيَّةِ:
الف) ﴿إِنَّ اللهَ لا يُضيعُ أَجرَ المُحسِنينَ﴾
ب) ﴿كانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدةً فَبَعَثَ اللهُ النَّبيّينَ مُبَشِّرينَ﴾
ج) كانَ الإِنسانُ يَعرِفُ الحَضاراتِ مِن خِلالِ الكِتاباتِ و النُّقوشِ.
د) هؤلاءِ الطُّلّابُ يَجتَهِدونَ في أَداءِ واجِباتِها الدِّراسيَّةِ اِجتِهاداً بالِغاً.
هـ) يُستَخرَجُ الزَّيتُ مِن كَبِدِ الحوتِ لِصناعَةِ مَوادِّ التَّجميلِ.
و) ما اِستَطاعَتْ أُمّي صُعودَ الجَبَلِ لِأَنَّ رِجلَها كانَت تُؤلِمُها.
ز) لا فِرارَ مِن سُقوطِ فِراخِ الطّائِرِ في حياتِها القاسيةِ.
ح) الكِتابُ الّذي يَزيدُ مَعرِفَتَك يكونُ جَديراً بِالعِنايةِ.
ط) يُنشِدُ الشّاعِرُ قَصيدةً في مَدحِ الإِمامِ إِنشاداً.
ی) طَلَبُ الحاجةِ مِن غَيرِ أَهلِها أَشَدُّ مِنَ المَوتِ.
ک) كُلُّ عَينٍ باكيةٌ يومَ القيامَةِ إلّا ثَلاثَ أعيُنٍ.
پاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ
الف) قطعاً خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند (ضایع نمیکند / از بین نمیبرد).
ب) مردم امّتی یگانه هستند؛ پس خداوند پیامبران را بشارتدهنده فرستاد.
ج) انسان تمدّنها را از میان نوشتهها و نگارهها میشناخت.
د) این دانشآموزان در انجام تکالیف درسیشان کامل تلاش میکنند.
هـ) روغن از کبد (جگر) نهنگ برای ساختن مواد آرایشی خارج میشود (استخراج میشود).
و) مادرم نتوانست از کوه بالا برود، زیرا پایش درد میکرد.
ز) هیچ گریزی از افتادن جوجههای پرنده در زندگیشان نیست.
ح) کتابی که شناخت تو را زیاد میکند شایستهٔ توجّه میباشد.
ط) شاعر قصیدهای در ستایش امام قطعاً میسراید.
ی) درخواست نیاز از غیر اهلش سختتر از مرگ است.
ک) هر چشمی روز قیامت به جز سه چشم گریان است.
راهحل قدمبهقدم
در هر جمله، نکتهٔ دستوریای را که ترجمه را میسازد پیدا میکنیم.
الف) «إِنَّ» حرف تأکید است و با «قطعاً / بهراستی» ترجمه میشود. «لا يُضيعُ» مضارعِ منفی از «أَضاعَ» (تباه کرد) است: «تباه نمیکند». «أَجرَ المُحسِنينَ» ترکیب اضافی است: «پاداشِ نیکوکاران» («المُحسِنين» اسم فاعل از «أَحسَنَ» = نیکی کرد).
ب) «كانَ» فعل ماضی است و «أُمَّةً واحِدةً» خبرِ آن همراه با صفت: «امّتی یگانه». «فَـ» یعنی «پس» و «بَعَثَ» یعنی «فرستاد، برانگیخت». «مُبَشِّرينَ» حال است (حالتِ پیامبران را هنگام فرستاده شدن نشان میدهد): «بشارتدهنده، مژدهدهنده».
«كانَ» ماضی است و ترجمهٔ دقیقترِ آغاز آیه «مردم امّتی یگانه بودند» است؛ راهنمای تصحیح «هستند» نوشته است.
ج) «كانَ» + فعل مضارع («يَعرِفُ») معادل ماضی استمراری فارسی است: «میشناخت». «مِن خِلالِ» = «از میانِ، از طریقِ». «الحَضارات» = تمدّنها، «الكِتابات» = نوشتهها، «النُّقوش» (جمع «نَقش») = نگارهها.
د) «هؤلاءِ» اسم اشاره به نزدیک و جمع است؛ اما در فارسی اسم اشاره پیش از اسم جمع، مفرد ترجمه میشود: «این دانشآموزان». «يَجتَهِدونَ» = تلاش میکنند. «اِجتِهاداً» مصدرِ همریشه با فعل است و صفتِ «بالِغاً» دارد، پس مفعول مطلق نوعی است: «تلاشی کامل» ← «کامل تلاش میکنند». «واجِبات» = تکالیف.
مرجع ضمیرِ «واجِباتِها» کلمهٔ «الطُّلّاب» است که جمع مذکرِ انسان است؛ پس شکل درست «واجِباتِهِم» است و راهنمای تصحیح هم آن را «تکالیف درسیشان» ترجمه کرده است.
هـ) «يُستَخرَجُ» مضارعِ مجهول از «اِستَخرَجَ» (بیرون آورد) است؛ نشانهٔ مجهول: ضمّهٔ حرف اول و فتحهٔ حرف پیش از آخر. پس «خارج میشود / استخراج میشود». «الزَّيت» (روغن) نایب فاعل است. «كَبِد» = جگر، «الحوت» = نهنگ، «لِـ» = برای، «مَوادّ التَّجميل» = مواد آرایشی.
و) «ما» + فعل ماضی = ماضی منفی: «ما اِستَطاعَتْ» = «نتوانست». «صُعود» = بالا رفتن، «لِأَنَّ» = زیرا. «كانَت تُؤلِمُها» (كان + مضارع) ماضی استمراری است: «درد میکرد» («رِجل» = پا).
ز) «لا»ی نفی جنس است و با «هیچ … نیست» ترجمه میشود: «هیچ گریزی نیست». «سُقوط» = افتادن، «فِراخ» (جمع «فَرخ») = جوجهها، «الطّائِر» = پرنده. «القاسية» صفتِ «حياة» و به معنای «سخت» است؛ ترجمهٔ کامل: «هیچ گریزی از افتادن جوجههای پرنده در زندگیِ سختشان نیست.»
ح) «الّذي» اسم موصول است: «که». «يَزيدُ» = زیاد میکند و «مَعرِفَتَكَ» مفعول آن است: «شناختِ تو». «جَدير بِـ» = شایستهٔ، «العِناية» = توجّه. «يكونُ» = میباشد، است.
ط) «يُنشِدُ» = میسراید. «إِنشاداً» مصدرِ همریشه با فعل است و نه صفت دارد نه مضافالیه، پس مفعول مطلق تأکیدی است و با قیدهایی مثل «قطعاً، بیگمان» ترجمه میشود. «قَصيدةً» نکره است: «قصیدهای»؛ «مَدح» = ستایش.
ی) «طَلَبُ الحاجةِ» (درخواستِ نیاز) مبتداست. «مِن غَيرِ أَهلِها» = «از غیرِ اهلش». «أَشَدُّ» اسم تفضیل (وزن أَفعَل) است و با «مِن» صفت برتر میسازد: «سختتر از».
ک) «كُلُّ» + اسم نکرهٔ مفرد = «هر»: «هر چشمی». «باكِية» اسم فاعل از «بَكى» (گریست) است: «گریان». «إلّا» ادات استثناست: «به جز»؛ «ثَلاثَ أعيُنٍ» مستثنی است: «سه چشم» («أعيُن» جمع «عَين»).






