سوال ۱۷ — سؤال ۱۷ امتحان نهایی دین و زندگی ۳ — شهریور ۱۴۰۳
۱ بارمبا توجه به متن، به سؤالات پاسخ دهید.
سعید و مهرداد دوستان صمیمی بودند. مهرداد بر این باور بود که تا جوان هست میتواند هر طور که خواست زندگی کند، او چندین بار از سعید خواست تا در مهمانیهای دوستانهٔ آنها شرکت کند، اما سعید به دلیل مختلط بودن این مهمانیها در آن شرکت نمیکرد. آنها گاهی اوقات به کافیشاپ میرفتند و مهرداد که سیگاری بود، به سعید هم پیشنهاد سیگار کشیدن میداد. سعید ابتدا امتناع میکرد، ولی با خودش میگفت با یکبار سیگار کشیدن که انسان معتاد نمیشود. بعدها سعید در مهمانیهای مهرداد و دوستانش شرکت میکرد.
الف) سعید در دام کدام یک از حیلههای شیطان قرار گرفت؟
ب) مهرداد اسیر کدام حیلهٔ شیطان بود؟
پاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ
الف) گامبهگام کشاندن به سوی گناه
ب) به تأخیر انداختن توبه (تسویف)
راهحل قدمبهقدم
شیطان برای دور کردن انسان از خدا و بازداشتن او از توبه، از حیلههای مختلفی استفاده میکند. در این داستان دو حیله دیده میشود.
الف) سعید در آغاز حتی در مهمانیهای مختلط شرکت نمیکرد. اما شیطان او را با گناهی که به نظرش کوچک میآمد شروع کرد: «با یکبار سیگار کشیدن که انسان معتاد نمیشود». وقتی این قدم اول برداشته شد، قدمهای بعدی آسانتر شد و سرانجام سعید در همان مهمانیهایی شرکت کرد که روزی از آنها دوری میکرد. این حیلهٔ گامبهگام کشاندن به سوی گناه است: شیطان انسان را یکباره به گناه بزرگ نمیکشاند، بلکه قدمبهقدم و از کارهای بهظاهر کوچک شروع میکند.
ب) مهرداد باور داشت «تا جوان است میتواند هر طور که خواست زندگی کند»؛ یعنی گناه را ادامه میدهد و توبه را به آینده و پیری واگذار میکند. این حیلهٔ به تأخیر انداختن توبه (تسویف) است. «تسویف» از «سوف» (بهزودی، بعداً) میآید؛ یعنی مدام گفتن «بعداً توبه میکنم». خطرش این است که گناه در جان انسان ریشه میدواند، توبه هر روز سختتر میشود و شاید فرصت توبه هرگز نرسد.






