سوال ۷ — سؤال ۷ امتحان نهایی انگلیسی ۳ — شهریور ۱۴۰۴
۲ بارمبا انتخاب گزینهٔ مناسب، جملات زیر را کامل کنید.
25) A: I need a dictionary. What’s your suggestion?
B: I _____ a monolingual dictionary is more suitable for you.
- a. arrange
- b. suppose
- c. compile
- d. look up
26) A: What do you know about Maryam?
B: She always keeps to herself and isn’t _____.
- a. communicative
- b. communicate
- c. communication
- d. communicatively
27) A: What happened when Reza saw his bad score?
B: He _____ into tears.
- a. dedicated
- b. kept
- c. shouted
- d. burst
28) A: Can trees lower the cooling _____ of your home?
B: Sure!
- a. turbines
- b. outlet
- c. costs
- d. waste
پاسخ این سوال همراه با حل تشریحی و نکات آموزشی
در یک قدمی شماست!
پاسخ تشریحیبستن پاسخ
۲۵) b (suppose) — ۲۶) a (communicative) — ۲۷) d (burst) — ۲۸) c (costs)
راهحل قدمبهقدم
۲۵) suppose (گزینهٔ b). «A» فرهنگ لغت میخواهد و پیشنهاد «B» را میپرسد. «B» نظرش را میگوید: «I suppose a monolingual dictionary is more suitable for you.» یعنی «فکر میکنم فرهنگ لغت یکزبانه برایت مناسبتر است.» («suppose» = فکر کردن، گمان کردن). بقیه معنی نمیدهند: «arrange» = مرتب کردن، چیدن؛ «compile» = گردآوری کردن (مثلاً یک فرهنگ لغت)؛ «look up» = (کلمه را در فرهنگ لغت) پیدا کردن.
۲۶) communicative (گزینهٔ a). بعد از فعل «isn’t» یک صفت لازم است. «communicative» صفت است یعنی «اهل گفتوگو و ارتباط». «communicate» فعل است، «communication» اسم و «communicatively» قید. معنی جمله: «او همیشه گوشهگیر است و اهل ارتباط با دیگران نیست.» («keep to oneself» = با دیگران زیاد معاشرت نکردن).
۲۷) burst (گزینهٔ d). «burst into tears» یعنی «ناگهان زیر گریه زدن». «burst» فعل بیقاعده است و گذشتهاش هم همان «burst» است: «He burst into tears.» یعنی «(وقتی رضا نمرهٔ بدش را دید) زد زیر گریه.» گزینههای دیگر با «into tears» ترکیب درستی نمیسازند.
۲۸) costs (گزینهٔ c). «cooling costs» یعنی «هزینههای خنک کردن». جمله: «Can trees lower the cooling costs of your home?» یعنی «آیا درختها میتوانند هزینهٔ خنک کردن خانهتان را کم کنند؟» — بله، سایهٔ درخت خانه را خنکتر نگه میدارد. («turbines» = توربینها، «outlet» = پریز برق، «waste» = هدر دادن، زباله.)






